كاريكلماتور جملاتي پرمحتوا، كوتاه و همراه با شوخ‌طبعي است كه گاهي به جمله قصار می‌ماند، گاهي به شعر شانه می‌زند و شايد بتواند تبديل به ضرب‌المثل شود.

نمونه‌هایی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور:

در قفس، پرنده محبوس را هوایی می‌کند. - افرادی که فکرشان سیاه است، مویشان زودتر سیاه می‌شود. - قلبم، قلعه سنگ‌باران است. - تاریخ مصرف موش و ماهی را، گربه تعیین می‌کند. - وزن مخصوص اشکم را، معشوقه‌ام می‌داند. - اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم. - کرم ابریشم مزه محبوس شدن را چشیده است. - فواصل بین میله‌های قفس، کاریکاتور آزادی هستند. - معشوقه جفاپیشه هوای چشمانم را بارانی اعلام نمود. - به اندازه‌ای تیرانداز قابلی بود که همیشه هدف به تیرش اصابت می‌کرد. - وصیت کرده‌ام سنگ قبرم را پشت و رو بگذارند تا بتوانم با مطالعه نوشته‌های آن اوقات فراغتم را پر کنم. - سنگ قبری را دیدم که رویش نوشته شده بود: با مقدمه استاد سعید نفیسی. - کنار سنگ قبر بزرگی، سنگ قبر کوچکی دیدم.بعداً معلوم شد که سنگ قبر کوچک، غلط‌نامه سنگ قبر بزرگ است. - گدایی مرده بود و روی سنگ قبرش سوراخی به اندازه یک سکه ایجاد کرده بود که رهگذران به او کمک کنند. - عده‌ای را در گورستان دیدم که روی سنگ قبری با قلم و چکش کار می‌کردند. پرسیدم: شما چه‌کاره‌اید و اینجا چه کار می‌کنید و آنها جواب دادند که ماموران ثبت‌احوال هستیم. این مرحوم در زمان حیاتش تقاضای تغییر نام کرده بود، حالا با تقاضای او موافقت شده است. - مرگ مرا به همه چیز امیدوار کرده است. - بر مزار موجودی که به مرگ غیرطبیعی مرده بود، دسته‌گل کاغذی نهادم. - خدا سایه مرگ را از زندگی‌ام کم نکند. - مرگ در قبر پایکوبی می‌کرد. - انسان در طول زندگی‌اش شانس مردن دارد. - چون حوصله خودکشی ندارم، زندگی می‌کنم. - برای مردن باید یک عمر صبر کرد. - به مرگ بیشتر از زندگی مدیونم. - روی پل صراط پوست موز می‌اندازم. - تا از عزراییل دستمزد نگیرم، خودکشی نمی‌کنم. - سنگ قبرم به چاپ دهم رسیده است. - با هفت‌تیر متصدی آسانسور را مجبور کردم به آسمان هفتم برود. - به اندازه‌ای به مرگ امیدوارم که هرگز دست به خودکشی نمی‌زنم. - مرگ فرصت نداد بقیه آرزوهایم بر باد رود





لطفا کمي صبر کنيد...